بی زنجیره

لغت نامه دهخدا

بی زنجیره. [ زَ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) که زنجیره ندارد. که منقش به نقش زنجیر نیست: درهم مسیف؛ درمی که کناره آن بی نقش باشد. ( یادداشت مؤلف ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

که زنجیره ندارد. که منقش به نقش زنجیر نیست. درهم مسیف درمی که کناره آن بی نقش باشد.

جمله سازی با بی زنجیره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمیزش بین‌گونه‌ای نیز قابل چشم‌پوشی نیست، و این فرضیه مطرح است که گونه‌ای با ویژگی‌های مشترک شغال آفریقایی و گونه‌های گرگ می‌تواند حلقه مفقوده این زنجیره باشد، همان‌گونه که از آمیزش گرگ طلایی آفریقایی و شغال طلایی، شغال مصری به وجود می‌آید.

💡 در یک زنجیره ارگودیک زمان اولین بار رسیدن یا اصابت به حالت j در حالی که زنجیر مارکوف در حالت i بوده‌است، زمان اصابت از i به j نامیده می‌شود. زمان اصابت با متغیر تصادفی

💡 انتظار می‌رود که زنجیره کربن بسیار متقارن تنها یک حالت فعال رامان با تقارن Σg داشته باشد، به دلیل کشش پیوندها در هر جفت یگانه-دوگانه، با فرکانسی معمولاً بین ۱۸۰۰ و ۲۳۰۰ بر رویسانتی‌متر، و تحت تأثیر محیط آنها.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به زندگی یک حشره، نیکسون، گرگ، کوچک‌مردی به نام تیت، بوسه خون‌آشام، فیشر کینگ، سلول قهرمان، بی‌خواب در سیاتل، زنجیره احمق‌ها، تابستان داغ و مرطوب آمریکایی، عبور از دلنسی و میزبان تمام‌عیار اشاره کرد.

💡 زنجیره نشین زریش درویش خوش است ور هست توانگر از بز و میش خوش است

💡 گر شدم شوریده ی زنجیره ی زلفین دوست بند فرماییدش آن را کش قبول پند نیست

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز