بچه ٔ سر راهی

لغت نامه دهخدا

بچه سر راهی. [ ب َ چ َ / چ ِ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ی ِ س َ رِ / رْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن طفل که از کوچه برداشته باشند. بچه کو. آن طفل که پدر و مادرش معلوم نباشد و در کوچه نهاده باشند و کسی بردارد و بزرگ کند. کوی یافت. لقیط.

جمله سازی با بچه ٔ سر راهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به علت واقع شدن آن بر سر راهی که از سراسر آناتولی را قطع می‌کند، از دیر زمان اهمیت خود را حفظ کرده‌است.

💡 چسان آداب محفل را نگه دارند و می سوزند مپرس از ما شهیدان نگاه بر سر راهی

💡 مرد در تعجب بماند. پس برخاست. به نزدیک جماعتی رفت که بر سر راهی دزدی می‌کردند. گفت: مرا بدین کار رغبت است، چون کنم؟

💡 الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی.

💡 تو وقتی حال من دانی، که چون من بر سر راهی بامیدی نشینی صبح و شب نومید برخیزی

لسان الغیب یعنی چه؟
لسان الغیب یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز