بهم در شدن

لغت نامه دهخدا

بهم در شدن. [ ب ِ هََ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مخلوط شدن و آمیخته شدن و بر هم زده شدن. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ) ( زوزنی ). انسکاک. اشمئزاز. اختلاف. ( ترجمان القرآن ).

فرهنگ فارسی

مخلوط شدن و آمیخته شدن و بر هم زده شدن

جمله سازی با بهم در شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر مرا با تو بزندان ابد حبس کنند طرّه ات گیرم و زنجیر بهم در شکنم

💡 اهلی ز جهانیان چو مجنون بگسل وین دام و ددان بهم در افتاده بهل

💡 تا نپوید یوز با آهو بهم در مرغزار تا نپاید باز با تیهو بهم در آشیان

💡 با جان بداده چون بهم در نگریم باچشم تو همچو ابرویت سر بسریم

💡 چون دید زلف و روی ترا قاسمی بهم در طور کفر و دین همه کارش تمام شد

💡 عضو عضوم بسکه می پیچد بهم در خاک و خون از تنم پیکان او زنجیر می آید برون

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز