به جا اوردن

متضادها

از بین بردن، لغو کردن، نقض کردن

فرهنگ معین

( به جا آوردن ) (بِ. وَ دَ ) (مص م. ) ۱ - شناختن، به یاد آوردن. ۲ - انجام دادن.

جمله سازی با به جا اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سخن نسائى در اين حديث از قرار ذيل است: عثمان از به جا آوردن عمره تمتع با حج منعكرده بود. پس رو به على كرد و پرسيد: با وجودى كه من آن را ممنوع كرده ام، تو آن رابه جا مى آورى ؟ و على پاسخ داد: من سنت پيغمبر (ص ) را به خاطر هيچكس ترك نمىكنم. و بنا به روايتى ديگر:...به خاطر تو ترك نمى كنم (695).

💡 پس از فوت جیمز براون، جکسون برای به جا آوردن احترامات خود نسبت به این هنرمند به آمریکا بازگشت. او در تشییع جنازهٔ ۸٬۰۰۰ نفری جیمز براون که در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ برگزار شد، شرکت و به او ادای احترام نمود و گفت: «جیمز بروان بزرگ‌ترین الهام‌گر برای من بود».

💡 او توانست با تلاش شبانه‌روزی و پشتکار فراوان، تغییرات بزرگی را در ساختار آموزشی این مدرسه و به جا آوردن نظم و انضباط ایجاد کند.

💡 اگر می‌خواهید در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود موفق باشید، باید تمام توان خود را برای به جا آوردن اهداف بزرگتان به کار بگیرید.

💡 مهندسان پروژه با استفاده از تکنولوژی‌های بسیار پیشرفته، موفق شدند ایمنی سازه را افزایش داده و تغییرات مثبتی در کیفیت ساخت به جا آورند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران