بریان ساز

لغت نامه دهخدا

بریان ساز. [ ب ِرْ ] ( نف مرکب ) بریان سازنده. بریانی پز. کباب پز. طاهی. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بریان سازنده بریانی پز.

جمله سازی با بریان ساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر خورد از دست تو صد زخم بر پهلو و پشت به که پر سازی تهیگاه خود از بریان او

💡 شد دل بیچاره خون، چارهٔ دل هم تو ساز زانکه تو دانی که چیست بر دل بریان من

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز