لغت نامه دهخدا
بر خر خود سوار شدن. [ ب َ خ َ رِ خوَد / خُدْ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بر خر خود نشستن. بمکافات عمل خود گرفتار آمدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ).
بر خر خود سوار شدن. [ ب َ خ َ رِ خوَد / خُدْ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بر خر خود نشستن. بمکافات عمل خود گرفتار آمدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا به کی اسب به میدان وصالت تازد مدعی را چه شود بر خر خود بنشانی
💡 بر خر خود بر نشان دجال را عزل کن از عالم این عمال را
💡 این بگفت و کیسه را افشاند و رفت بر خر خود برنشست و راند و رفت
💡 هست درین دایره ی گیر و دار بر خر خود هرکسی آخر سوار
💡 و اکنون کافتاد خرت، مردوار چون ننهی بر خر خود بار خویش؟