بر اب امدن

لغت نامه دهخدا

( بر آب آمدن ) بر آب آمدن. [ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ظاهر شدن و فاش گردیدن. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
چو فوج هندوان ره بیشتر یافت
خلیفه هم خلاف خصم دریافت
بر آب آمد همه کان آتش انگیز
بجوش آورد سیل آتش تیز.امیرخسرو ( از انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

( بر آب آمدن ) کنایه از ظاهر شدن و فاش گردیدن.

جمله سازی با بر اب امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سکندر به تاریکی آرد شتاب ره روشنی خضر یابد بر اب

💡 لطفت عجب نباشد، گر خصم بند گردد الّا نسیم ننهد، بر اب کس سلاسل

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز