لغت نامه دهخدا
بدجنم. [ ب َ ج َ ن َ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه، بدخوی. بدخلق. بدقلق. کج خلق. ( یادداشت مؤلف ).
بدجنم. [ ب َ ج َ ن َ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه، بدخوی. بدخلق. بدقلق. کج خلق. ( یادداشت مؤلف ).
در تداول عامه بدخوی کج خلق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من در دنیایی معلق زندگی میکردم که در آن هر روز بدون امید به بهبود اوضاع، از خواب بیدار میشدم… در نظام استالینیستی میتوانستی زندگی کنی به شرط آنکه جنم داشته باشی. اما در رژیم نازیستی- که نظامی بر پایه کار ماشینی بود- مفهوم بقا بیمعنا بود. سیستم نازی همهچیز را بلعیده بود. نازیسم یک نظام کار ماشینی سختگیرانه بود.
💡 احمد طالبینژاد نویسنده و منتقد سینما دربارهٔ وی معتقد است: آقای انتظامی (عزتالله انتظامی) از آن دسته آدمهایی بود که جنم بازیگری داشت یعنی شاید بتوان گفت از کودکی چنین شاخصهای در ذاتش وجود داشته و میشد پیشبینی کرد که او روزی آدم بزرگی خواهد شد. در فیزیک ظاهریاش هم نشانههایی وجود داشته، چشمهای درشت او که به شدت گیرا و پرنفوذ بود را در کمتر کسی دیدهام. البته این موضوع مقداری ژنتیکی بود و برادرش قدرتالله انتظامی هم این ویژگی را داشت.