بجوال رفتن

لغت نامه دهخدا

بجوال رفتن. [ ب ِ ج َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) داخل جوال شدن. || کنایه از دغا و فریب خوردن باشد. ( آنندراج ):
تایکی ریش گاو باشد کس
چند چون ابلهان روم به جوال.ظهوری ( از آنندراج ).- با سگ بجوال رفتن؛ کنایه از دست و پنجه نرم کردن است با مردم ناباب.

فرهنگ فارسی

داخل جوال شدن.

جمله سازی با بجوال رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم که در آن ریش جهم عقلم گفت با سگ بجوال در نشاید رفتن

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز