بالا بلند کردن

لغت نامه دهخدا

بالا بلند کردن. [ ب ُ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قد کشیدن. قامت افروختن. قدآختن:
بالا بلند کرد درخت بلند ناز
ناگه به حسرت از نظر باغبان برفت.سعدی.

فرهنگ فارسی

قد کشیدن قامت افراختن

جمله سازی با بالا بلند کردن

💡 بویژه که باشد به بالا بلند فروهشته تا پای مشکین کمند

💡 آمد به جلوه شاهد بالا بلند ما آماده شد بلای دل دردمند ما

💡 به بالا بلند و به گیسو کمند زبانش چو خنجر لبانش چو قند

💡 که شاها یکی مرد بالا بلند که نبود به بالای او یک کمند

💡 به بالا بلند و به پیکر سطبر به صورت چو دیو و به صولت هژبر

💡 بلا پیدا کن از بالا بلندان خرد شیدا کن از مشکین کمندان

رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز