لغت نامه دهخدا
باریک کمر. [ ک َ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه میانی لاغر دارد. باریک میان متناسب اندام. نازک میان. || معشوق. معشوقه.
باریک کمر. [ ک َ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه میانی لاغر دارد. باریک میان متناسب اندام. نازک میان. || معشوق. معشوقه.
آنکه میانی لاغری دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از هر سخن نازک و هر نکته باریک پیچیده به فکر کمر یار و دگر هیچ
💡 بهشت و دوزخ ما هجر و وصل آن پسر باشد صراط مردم باریک بین موی کمر باشد
💡 باریک تنم دایم چون موی و میان دارد خمیده قدم دایم چون زلف و کمر دارد
💡 دهن را در لطافت موج گرداب بقا گفته کمر را معنی باریک دیوان ادا کرده
💡 باریک نگردیده چو موی کمر از فکر صائب نتوان راه به آن تنگ دهان برد