لغت نامه دهخدا
باریک ابرو. ( اَ ) ( ص مرکب ) آنکه ابرویی باریک و کم پشت دارد. کشیده ابرو. اَزج. اَضرَط. ( منتهی الارب ).
باریک ابرو. ( اَ ) ( ص مرکب ) آنکه ابرویی باریک و کم پشت دارد. کشیده ابرو. اَزج. اَضرَط. ( منتهی الارب ).
آنکه ابروی باریک و کم پشت دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه باریک بین بودند چون مو که می خواندند بیت طاق ابرو
💡 مردان با ریش بلند و سیاه، کمر باریک، و نگاه خیره در حالی که دستی بر شال کمر و دست دیگری بر قبضهٔ خنجر دارند، نمایانده شدهاند؛ و زنان با چهرهٔ بیضی، ابروان پیوسته، چشمان سرمه کشیده و انگشتان حنا بسته در حالتی مخمور به تصویر درآمدهاند.
💡 ز غمزه تیر و از ابرو کمانساز همه باریکبین و راستانداز
💡 رخ نمودی، مردمان را چشم بر ابروی تست عید شد، باریکبینان دیده بر ماه نوند