بادام چنگ
لغت نامه دهخدا
بادام چنگ. [ م ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) این لغت در فرهنگ بهار عجم و آنندراج آمده بدون ذکر معنی و در فرهنگهای دیگر نیافته ایم:
پسته لبی را نشان در پس بادام چنگ
تا دهد ابریشمش فندق تر را نوا.بدر چاچی ( از آنندراج ) ( از بهار عجم ).
جمله سازی با بادام چنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاخ بادام از شکوفه لعبتی شد آزری جامهای می گرفته برگها هر سو به چنگ
💡 از سرو و چنار و بید و بادام بر چنگ و رباب و نای و تنبور