لغت نامه دهخدا
چغاله بادام. [ چ َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) بادام نارس. بادام مغزنبسته. بادام نورسی که هنوز پوست و مغز آن سفت و سخت نشده و کودکان یا بزرگسالان بخوردن آن راغبند. اخکوک. ( در تداول روستائیان خراسان ).
چغاله بادام. [ چ َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) بادام نارس. بادام مغزنبسته. بادام نورسی که هنوز پوست و مغز آن سفت و سخت نشده و کودکان یا بزرگسالان بخوردن آن راغبند. اخکوک. ( در تداول روستائیان خراسان ).
( اسم ) میو. نارس و سبز بادام که در اوایل بهار چیده میشود و مورد استفاده قرار میگیرد بادام منقی.
چغالهبادام
بادام نارس. چند سال پست سر هم از او چغاله بادام و خیار خریده بودم. «جمالزاده»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورش چغاله بادام یکی از خورش است. در طبخ آن از چغاله بادام خرد شده و هسته گرفته شده و سبزیجات مخصوص (جعفری و نعنا) و پیاز داغ و ادویه جات استفاده شده است که با پلو ایرانی مصرف میشود.