بادام شکوفه شد
مترادفها
شکوفه داد
لغت نامه دهخدا
بادام شکوفه شدن. [ ش ِ / ش ُ ف َ / ف ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از گریان شدن چشم. ( آنندراج ).
جمله سازی با بادام شکوفه شد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باد آمد و بوی عنبر آورد بادام شکوفه بر سر آورد