لغت نامه دهخدا
شکوفه زار. [ ش ِ / ش ُ ف َ / ف ِ ] ( اِ مرکب ) بستانی که دارای شکوفه بسیار باشد. ( ناظم الاطباء ):
چشم تو گر شد شکوفه بار سزد زآنک
میوه جان از شکوفه زار توگم شد.خاقانی.
شکوفه زار. [ ش ِ / ش ُ ف َ / ف ِ ] ( اِ مرکب ) بستانی که دارای شکوفه بسیار باشد. ( ناظم الاطباء ):
چشم تو گر شد شکوفه بار سزد زآنک
میوه جان از شکوفه زار توگم شد.خاقانی.
بستانی که دارای شکوفه بسیر باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل افسردگی بهار من است فصل موی شکوفه زار من است