لغت نامه دهخدا
باد گنده. [ دِ گ َ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باد بویناک. باد متعفن. الریح المنتنة. ( اقرب الموارد ). زُهْم. زهمة. ( منتهی الارب ).
باد گنده. [ دِ گ َ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باد بویناک. باد متعفن. الریح المنتنة. ( اقرب الموارد ). زُهْم. زهمة. ( منتهی الارب ).
باد بویناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الغ عارض ز... ن گربه افتاد جهانرا گنده گردانید از باد