بااصل و نسب
مترادفها
اصیل، نجیب، شریف
متضادها
بیاصل و نسب، بینسب
فرهنگ معین
(اَ لُ نَ سَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) اصیل، خانواده دار، نجیب، بااصالت. مق. بی اصل و نسب.
ویکی واژه
اصیل، خانواده دار، نجیب، بااصالت. م
بی اصل و نسب.
جمله سازی با بااصل و نسب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انس با طبيعت، آرامبخش و شادى زا است و انسان را بااصل و ريشه خود پيوند مى زند.