لغت نامه دهخدا
ایست کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) توقف کردن.
ایست کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) توقف کردن.
توقف کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی سوی کعبه کردن کی روا باشد مرا با دلی کز یاد آن بت دائما بتخانه ایست
💡 شاکتی (به دوناگری: शक्ति) از واژه شاک که در زبان سانسکریت به معنای «قادر» و «توانا» میباشد، گرفته شدهاست. شاکتی به معنای نیروی مقدس یا قدرت بخشیدن و توانا کردنی است که از نوعی انرژی ازلی کیهانی منشأ میگیرد و نمایندهٔ نیروهای دینامیکی است که حرکت را از طریق کل جهان پدید میاورد یا در تمامی جهان حرکت و جنبش ایجاد میکند. شاکتی مفهوم یا تجسم بخشی و شخصیت دهی به قدرتالهی خلاق و آفرینشگر زنانه ایست، که گاهی بدان به عنوان «الههٔ بزرگ مادر در آیین هندو» اشاره میشود. در نمود خاکی و زمینی، شاکتی اغلب به گونهای فعالانه از طریق تجسم آشکارای یک زن و قدرت باروری او، نمایش داده میشود. هر چند که گاهی نیز شاکتی با توجه به قابلیتها و پتانسیلهایش در تظاهر به صور مختلف، ممکن است در مردان نیز حاضر باشد.