ایست کردن

مترادف‌ها

ایستادن، توقف کردن

متضادها

حرکت کردن، رفتن

لغت نامه دهخدا

ایست کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) توقف کردن.

فرهنگ فارسی

توقف کردن

جمله سازی با ایست کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روی سوی کعبه کردن کی روا باشد مرا با دلی کز یاد آن بت دائما بتخانه ایست

💡 شاکتی (به دوناگری: शक्ति) از واژه شاک که در زبان سانسکریت به معنای «قادر» و «توانا» می‌باشد، گرفته شده‌است. شاکتی به معنای نیروی مقدس یا قدرت بخشیدن و توانا کردنی است که از نوعی انرژی ازلی کیهانی منشأ می‌گیرد و نمایندهٔ نیروهای دینامیکی است که حرکت را از طریق کل جهان پدید میاورد یا در تمامی جهان حرکت و جنبش ایجاد می‌کند. شاکتی مفهوم یا تجسم بخشی و شخصیت دهی به قدرت‌الهی خلاق و آفرینشگر زنانه ایست، که گاهی بدان به عنوان «الههٔ بزرگ مادر در آیین هندو» اشاره می‌شود. در نمود خاکی و زمینی، شاکتی اغلب به گونه‌ای فعالانه از طریق تجسم آشکارای یک زن و قدرت باروری او، نمایش داده می‌شود. هر چند که گاهی نیز شاکتی با توجه به قابلیت‌ها و پتانسیل‌هایش در تظاهر به صور مختلف، ممکن است در مردان نیز حاضر باشد.

💡 رانندگان باید در نزدیکی خط کشیده شده روی زمین، از ایست کردن در جای اشتباه خودداری کنند تا ترافیک ایجاد نشود.

💡 او برای لحظه‌ای کوتاه در کنار ساحل، ایست کردن و تماشای امواج دریا را به آرامش ذهن خود ترجیح می‌داد.

💡 تمرین ایست کردن در حالت صحیح برای ورزشکاران حرفه‌ای، جهت جلوگیری از آسیب‌های ستون فقرات بسیار ضروری و مهم است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران