لغت نامه دهخدا
( آهوی تتاری ) آهوی تتاری. [ ی ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آهوی تاتار.
( آهوی تتاری ) آهوی تتاری. [ ی ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آهوی تاتار.
( آهوی تتاری ) آهوی تاتار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کس چنین روی ندارد تو مگر حور بهشتی وز کس این بوی نیاید مگر آهوی تتاری
💡 خون شود نافه ی آهوی تتاری ز حسد کان مه از گوشه ی خورشید در آویزد مشک
💡 شرط است بیقراری با آهوی تتاری ترک خطا چو آمد ای بس خطای توبه
💡 آهوی تتاری که در او نافه چینست بویی مگر از گلشن لطف تو شنیدست
💡 تا بود نکهت زلفش چه کند گر خون باز مشک در نافه ی آهوی تتاری نشود
💡 چشم تو مینماید چون آهوی تتاری اما به صید دلها شیری بود شکاری