لغت نامه دهخدا
انحراف دادن. [ اِ ح ِ دَ ] ( مص مرکب ) از راه بگردانیدن. || کج کردن.
انحراف دادن. [ اِ ح ِ دَ ] ( مص مرکب ) از راه بگردانیدن. || کج کردن.
از راه بگردانیدن. یا کج کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فضاى جديد كشور، اقدامات برخى كارگزاران حكومتى، وادادگى و انحراف برخىنيروهاى انقلاب و تجديدنظر طلبى آنها، اميد و انگيزه هاى جديدى در آمريكاييها و غربىها در سرعت دادن به اقدامات خود براى فروپاشى براساس استراتژى پيش گفتهبوجود آورد. اين بار آنها براى رفتار براندازى خود، منافقانه اصطلاح جديدى رااستخدام كردند.
💡 امّا كسانى از روى انحراف، در شك عبادت خدا تغييراتى مى دهند. اين تغيير دادن ها گاهىاز روى لجاجت است، گاهى روشنفكر مآبى علّت آن است، گاهى مقدّس مآبى و كلاه شرعىسبب آن مى شود و گاهى جهالت و نادانى يا عوامل ديگر.
💡 ما براى نشان دادن مظلوميت اسلام و اهل البيت عليهم السلام در زمان امام حسين عليه السلامناچاريم مقدارى بيشتر راجع به احوالات مردم و انحرافات دينى در زمان خلافت بيستساله معاويه صحبت كنيم.
💡 دفاع كردند، اكنون كه احتمال استفاده است (يا از شاه به پاداش انحراف اذهان از او وتوجه دادن جنايات را به دولت، يا از ملت بهاحتمال تغيير رژيم ) قلم ها را به دست گرفته و به طور محدود و رياكارانه مطالبىنوشته اند. ملت ايران و تمام طبقات روحانى و غيره بايد باكمال احتياط و روشن بينى ابتكار عمل را در دست بگيرند و اين چند نفر منفعت طلب راماءيوس كنند.
💡 بهشتى يك مصلح واقعى بود كه با اخلاق خويش و سكوت على وارش درس وارستگى وتهذيب را القاء مى كرد. او در تاسيس و سازمان دادن و هماهنگ كردن و تاكيد بر لزومتشكيلات مجامع اسلامى مهارت شگرفى داشت، اما نقش عمده وى جهت دادن و توجيه اينمجامع به اسلام راستين انقلابى و هدايت آنها دركانال واقعى و صراط مستقيم و جلوگيرى از انحرافات و برداشتهاى غلط، و غربگرايىو شرق زدگى قشر روشنفكر بود.