انجام پذیرفتن
مترادفها
صورت گرفتن، اجرا شدن، محقق شدن
متضادها
انجام نشدن
لغت نامه دهخدا
انجام پذیرفتن. [ اَ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) بپایان آمدن. خاتمه یافتن. امکان یافتن: چون امور عالم... و مواد مشوشات ضمایر خلایق انجام پذیرفت. ( جهانگشای جوینی ).
هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام.حافظ.
فرهنگ فارسی
به پایان آمدن ٠ خاتمه یافتن امکان یافتن ٠
جمله سازی با انجام پذیرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از این رو همچنان وی را سوگند بدادم تا وی ناخواسته آثار پذیرفتن بروز داد. و آن گاه که پذیرفت، گفتمش: پدر و مادرم فدایت باد، آیا هم اکنون وعده ات را به انجام رسانی؟ گفت: برخیز و رو.
💡 تمام مراحل پروژهی تحقیقاتی طبق برنامهریزیهای دقیق قبلی با موفقیت انجام پذیرفت و نتایج نهایی به تأیید هیئت علمی دانشگاه رسید.
💡 فرآیند انتقال تکنولوژی جدید به کارخانه تولیدی باید با نظارت کامل کارشناسان فنی انجام پذیرفت تا از بروز هرگونه خطا جلوگیری شود.
💡 برای اینکه تغییرات ساختاری در سازمان مورد قبول همگان باشد، باید فرآیند تصمیمگیری به صورت شفاف و مشورتی انجام پذیرفت.