تقریر پذیرفتن
مترادفها
پذیرفتن، اقرار کردن، تأیید کردن
متضادها
انکار، رد کردن
لغت نامه دهخدا
تقریر پذیرفتن. [ ت َ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) استوار شدن. تثبیت شدن. مسلم گردیدن:
چون شکسته شود آن لشکر انبوه از تو
نام لشکرشکنی بر تو پذیرد تقریر.سوزنی.
فرهنگ فارسی
استوار شدن تثبیت شدن