زوال پذیرفتن
مترادفها
از بین رفتن، نابود شدن، تحلیل رفتن
متضادها
شکوفا شدن، اوج گرفتن
لغت نامه دهخدا
زوال پذیرفتن. [ زَ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) نیست شدن. ازمیان رفتن. ( فرهنگ فارسی معین ). فانی شدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده قبل و زوال و ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نیست شدن از میان رفتن.
جمله سازی با زوال پذیرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رهایی میل جنسی است که براساس فیلیا قرار دارد. یعنی دوستی صمیمانهٔ غیرجنسی بین دو نفر. فیلیا را نمیتوان به عجله واداشت بلکه رشد کردن و پرورش یافتن آن به زمان نیاز دارد. پرورش عشق تدریجی بین خواهر و برادرها یا بین دوستان همیشگی نمونهای از فیلیاست. فیلیا به جز پذیرفتن فردی که برای ما عزیز است، بودن با او و خوشحال کردن او، ما را به چیز دیگری ملزم نمیکند. فیلیا، دوستی در سادهترین حالت است.
💡 بسیاری از سنتهای قدیمی و آداب و رسوم که روزگاری در جامعه پررنگ بودند، امروزه در برابر فرهنگ مدرن جهانی در حال زوال پذیرفتن هستند.
💡 ساختارهای سیاسی قدیمی که قادر به پاسخگویی به نیازهای نسل جدید نبودند، در نهایت در برابر فشارهای اجتماعی شدید شروع به زوال پذیرفتن کردند.
💡 روند زوال پذیرفتن برخی از گونههای جانوری به دلیل تخریب زیستگاههای طبیعی، نگرانیهای جدی را برای سازمانهای بینالمللی حفاظت از محیط زیست ایجاد کرده است.