امنان

لغت نامه دهخدا

امنان. [ اِ ] ( ع مص ) سست و مانده کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ناتوان ساختن کسی و نیروی او را بردن. ( از اقرب الموارد ). || بممنون کسی رسیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گویند امنته اذا بلغت ممنونه. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
امنان. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ مَن ( واحد وزن ). ( از اقرب الموارد ). رجوع به مَن شود.

فرهنگ فارسی

جمع من

جمله سازی با امنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمنان را من بترسانم به علم خایفان را ترس بردارم به حلم

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز