لغت نامه دهخدا
( آمرانه ) آمرانه. [ م ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) چون آمر.
( آمرانه ) آمرانه. [ م ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) چون آمر.
( آمرانه ) (مِ نِ ) (ق مر. ) تحکم آمیز.
( آمرانه ) مانند آمر، همچون آمران، مانند فرماندهان.
( آمرانه ) مانند آمران همچون فرماندهان: آمرانه سخن میگوید.
مانند آمر، همچون آمران، مانندفرماندهان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تـعـبـيـر بـه زجـرة واحـدة بـا توجه به محتواى اين دو كلمه اشاره به سرعت و ناگهانىبـودن رستاخيز و سهولت آن در برابر قدرت خدا است كه با يك فرياد آمرانه فرشتهرستاخيز همه چيز روبراه مى شود!
💡 زبان خيرخواهى <>اول. تذكرات تربيتى خويش را با زبان نصيحت و خيرخواهى ادا كنند، نه آن كه آمرانه وتحكم آميز سخن بگويند و در نتيجه موجبات اهانت و تحقير نوجوانان را فراهم آورند.
💡 چيزى با خشم و عصبانيت است، خواه گشودن دست باشد يا زبان، اين تعبير در موردكسانى كه با لحنى آمرانه و طلبكارانه فرياد مى كشند و چيزى را مى طلبند به كار مىرود.
💡 روز بعد با لباس اعراب در حالى كه شمشيرى بران در كمر داشت وارد شد جلو وزير آمدبا لحنى جدى و آمرانه به او گفت: به خدا و پيامبر و خلافتبلافصل من ايمان بياور والا گردنت را مى زنم، وزير بهخيال اينكه شوخى و دلقك بازى مى كند، سخت در خنده شد.