لغت نامه دهخدا
ام قریر. [ اُم ْ م ِ ق ُ رَ ] ( ع اِ مرکب ) ماده گاو وحشی. ( از المرصع ).
ام قریر. [ اُم ْ م ِ ق ُ رَ ] ( ع اِ مرکب ) ماده گاو وحشی. ( از المرصع ).
ماده گاو وحشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین روزگار سفله که آمد به روى کار بخت زمانه خرّم و چشم فلک قریر
💡 زهی کار دانش ز فضلت بلند زهی چشم معنی ز کلکت قریر
💡 از بیقرار خامه او ملک را قرار ای چشم دین و ملک بنور رخش قریر
💡 به شرع یافت دل خلق روزگار قرار به نور رای تو شد چشم روزگار قریر
💡 چشم ظفر قریر شد ایرا که گرز تو چون سرمه کرد در تن بدخواه استخوان
💡 دایم به خواجه چشم بزرگان قریر باد چشم کسی که شاد نباشد بدو ضریر