ام عبور

لغت نامه دهخدا

ام عبور. [ اُم ْ م ِ ع َ ب ْ بو ]( ع اِ مرکب ) کفتار. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || سختی و بلا. ( ناظم الاطباء ). بلا. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کفتار یا سختی و بلا

جمله سازی با ام عبور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از توام با همه حسرت نه سراغی نه صفائی بر منت با همه رحمت نه عبوری نه عطائی

💡 ۲. رودخانه جاجرود: رودخانه جاجرود یکی از رودهای دائمی و مهم شهرستان استان تهران است که با مسیر کلی جنوبی جاری است و در نهایت به دریاچه نمک می‌ریزد. شاخه‌ای از این رود از ناحیه مرز شرقی شهرستان ری عبور می‌کند.

💡 پس از آن ناصرالدین‌شاه و کاروانش دو قایق از حاجی‌خانم می‌گیرند تا از رود ارس عبور کنند: «قایق ما را از دم همان درخت ول کردند، راست ما را به جزیره آورده آنجا پائین آمدیم سوار قایق دیگر شدیم که باسیم می‌رود، از آنهم بحمدلّله به سلامت گذشته وارد خاک روس شدیم، این قایق‌ها هر دو مال حاجی‌خانم کرکریست»

💡 عبدالکریم بخشی از جزئیاتِ بازگشتِ سپاه به ایران و فتحِ بخارا و خوارزم را ارائه می‌دهد که توسط میرزا مهدی فراموش شده‌است، درحالی‌که شرحِ سختی‌های سربازان هنگام عبور از درّهٔ خُرّم در دسامبر ۱۷۳۹ م و تجربیاتِ مشابه‌شان در گورگان در پانزده ماهِ بعد، در تقویتِ گزارشِ رسمی بسیار مفید است.

💡 عبور خسرو خط شد مگر در کشور حسنت که از گرد سپاه وی به رخسارت غبار استی

💡 بودش زبسکه تمکین بنفاذ دولت و دین چه عبوری از بساتین چه اموری از عضایم

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز