لغت نامه دهخدا
الم و اشاره. [ اِ م ُ اِ رَ / رِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) بمعنی ایماء و اشاره: با الم و اشاره به او فهمانید. با الم و اشاره به یکدیگر حالی کردند. ( یادداشت مؤلف ).
الم و اشاره. [ اِ م ُ اِ رَ / رِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) بمعنی ایماء و اشاره: با الم و اشاره به او فهمانید. با الم و اشاره به یکدیگر حالی کردند. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غم و سوز و درد و انده الم و گزند و زاری تب و تاب و حسرتم را بشنو تمام و برکن
💡 بودم چو رشحه دلی غمین، الم و فراق تو در کمین نشوی به درد و الم قرین، گر از این الم برهانیم
💡 ایمن اندر الم و داغ امان تو که جست؟ ایمنی بر سر آن داغ و الم ریخته اند؟
💡 جهان و کار جهان ریسمان پرگرهی است که یک گره الم و دیگری دوا بسته
💡 رسته از جبر و ستم غصه و بیداد همه کنده کوه الم و داد چو فرهاد همه!
💡 بیدل الم و عیش خیالات تعین تا چشمگشایی که گذشتهست و بسی نیست