اعتقاد نمودن

لغت نامه دهخدا

اعتقادنمودن. [ اِ ت ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) از دور ارادت رسانیدن. ( یادداشت مؤلف ):
اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم.حافظ.

فرهنگ فارسی

از دور ارادت رسانیدن

جمله سازی با اعتقاد نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن شخص گفت: يا حضرت، زياد كن. حضرت فرمود: كارى مكن كه محتاج عذرى شوى؛ يعنىبايد كار تو در ظاهر و پنهان يكسان باشد و كارى نباشد كه هرگاه ظاهر شود محتاج بعذرشوى؛ چه، هر چه محتاج بعذر است، البته خالص نيست، شرك خفى است و شرك خفى، مانندشرك جلى، اجتناب از او لازم است. و فرق ميان شرك جلى و خفى آن است كه شرك جلى، العياذبالله، اعتقاد به شريك براى ذات اقدس الهى، است، مانند نصارى كه به الوهيت عيسىومريم، عليهما السلام، قائلند، و شرك خفى، غير خدا را درعمل خير داخل كردن است و بمضون: ((و جعل اله هوا))عمل نمودن و از مضمون بلاغت مشحون: ((ولا يشرك بعبادة ربه احدا)) انحراف ورزيدن.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز