لغت نامه دهخدا
اطلس فروش. [ اَ ل َ ف ُ ]( نف مرکب ) فروشنده اطلس. || مراد از آتش فروش. ( از فرهنگ سکندرنامه ). ( آنندراج ):
نشسته جوانمردی اطلس فروش
ز خاکستر پیر زن درع پوش.نظامی.
اطلس فروش. [ اَ ل َ ف ُ ]( نف مرکب ) فروشنده اطلس. || مراد از آتش فروش. ( از فرهنگ سکندرنامه ). ( آنندراج ):
نشسته جوانمردی اطلس فروش
ز خاکستر پیر زن درع پوش.نظامی.
فروشنده اطلس. یا مراد از آتش فروش. از فرهنگ اسکندر نامه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازاریان در کرج، بازار زرگران رشت، کسبه خیابان شیشهگران لاهیجان، بازار سنتی اراک، بازار نگین بندرعباس، بازاریان فولادشهر، شاهین شهر، خیابان شاپور و بازار موبایل فردوسی در اصفهان، بازارچه اطلسی یزد، بازار شهر ایلام، بازار کاشی فروشها کرمانشاه، کسبه چهارراه ملاصدرای، چهارراه معالیآباد، خیابان امیرکبیر و خیابان زند در شیراز، نمایشگاهدارهای خیابان خرمشهر در مشهد هم سهشنبه ۲۴ آبان در اعتصاب بودند.
💡 جایی که فنا رتبه فروش است نشیند بر اطلس نه چرخ مقدم نمد ما
💡 طرح توسعه خط فرعی از ایستگاه نوبنیاد تا خیابان باهنر (ایستگاه نیاوران و شهید باهنر) موجب اتصال کامل شمال شهر تهران از قائم تا تجریش به خطوط مترو میگردید که با فروش زمین ایستگاههای این مسیر فرعی (به مجموعه اطلس مال) این طرح توسعه پیش از آغاز به حفاری تونلها منتفی گردید.