لغت نامه دهخدا
اطروش داعی. [ اُ ش ِ ] ( اِخ ) رجوع به اطروش حسن شود.
اطروش داعی. [ اُ ش ِ ] ( اِخ ) رجوع به اطروش حسن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوالقاسم جعفر بن ناصرالحق از نظامیان و بزرگان علوی در طبرستان بود. او در زمان حکومت ناصرالحق اطروش (پدرش) به امارت برخی شهرها و فرماندهی گروهی از نظامیان مأمور بود. با توجه به پیمانی ناصرالحق که با داعی صغیر پذیرفته بود، وصیت کرد پس از مرگش داعی به حکومت علویان طبرستان برسد و بزرگان حکومت هم او را از گیلان به طبرستان آورده و با او بیعت کردند. جعفر و برادرش (احمد) مدتی بعد با این جانشینی مخالفت کردند و شورش کردند ولی موفق نشدند به حکومتی پایدار رسند. جعفر در ذیالقعده سال ۳۱۲ هجری درگذشت و پیروانش با ابوعلی الناصر، برادرزادهاش، بیعت کردند.
💡 در نیمهٔ دوم سدهٔ نهم میلادی در سواحل جنوبی دریای مازندران، علویان به رهبری داعی کبیر در طبرستان حکومت جدیدی بنا نهاده بودند که طاهریان را شکست دادند و عوامل آنها را از نواحی شمالی ایران کنونی خارج کردند. این حکومت تازه تأسیس، زیدی مذهب و با خلفای عباسی در حال جنگ بود. آنها حتی در بین مردم برخی از شهرهای عراق محبوبیت داشتند. گرچه این حکومت توسط سامانیان شکست سختی خورد، ولی در زمان ناصرالحق اطروش علویان احیا شدند و بخش اعظم مردمان گیلان در این دوره مسلمان زیدی شدند. بعدها با زوال علویان، حکومتهای دیلمی مانند جستانیان، آل زیار و آل بویه تبدیل به قدرتهای منطقهای شدند. محمد بن مسافر از افرادی بود که با استفاده از اختلافات موجود در بین خاندانهای دیلم، سلسله سالاریان را در ۹۱۶ میلادی در طارم، تأسیس کرد. این خاندان خارج از دیلم به سمت غرب و شمال گسترش یافت و مرزبان بن محمد بر آذربایجان و بخشی از ارمنستان تسلط یافت.