لغت نامه دهخدا
( آشفته شدن ) آشفته شدن. [ ش ُ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) اهیجاج.
- آشفته شدن کار؛ ایتلاخ. التباس. ارتجان.
( آشفته شدن ) آشفته شدن. [ ش ُ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) اهیجاج.
- آشفته شدن کار؛ ایتلاخ. التباس. ارتجان.
( آشفته شدن ) ( مصدر ) آشفته گردیدن آشفته گشتن آشفته ). یا آشفته شدن اختر بر کسی. بنحوست گراییدن آن.یا آشفته شدن کار مختل شدن آن. یا آشفته شدن موی سر پریشان شدن آن.
اهیجاج ارتجان
💡 در اکتبر 2010 آکادمی مکی در استونهاون در اسکاتلند با این ادعا که زنگ مدرسه موجب آشفته شدن دانش آموزان میشود برای توقف سنت زنگ زدن در مدرسه اقدام کرد.
💡 گذشته از انعکاس این تجربیات انسانی، درمانگران وجودی نگرشهای خردمندانهای دربارهٔ درمان دارند که در ضمن تلاشهای مکرر به منظور کمک به انسانها، باعث آشفته شدنشان نگردد. در واقع بسیاری از درمانگران بدون در نظر گرفتن چنین رویکردی، از رواندرمانی وجودی استفاده میکنند.