اشتر نر

لغت نامه دهخدا

اشتر نر. [ اُ ت ُ رِ ن َ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) جَمَل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

جمل

جمله سازی با اشتر نر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشتر گفت: برو به اميرالمومنين عليه السلام بگو كه اين ساعت، زمان برگشت نيستآثار فتح و پيروزى پيدا شده و تا شكست معاويه اندكى فاصله است.

💡 سخن بر قله ی گردون توان بردن ولی زینسان نشاید برد بر ایوان مینا اشتر و حجره

💡 تن توست همچو اشتر که برد به کعبه دل ز خری به حج نرفتی نه از آنک خر نداری

💡 زبسکه خورده می و کرده قی چو اشتر مست زجوش کف بلب آورده و گسسته مهار

💡 قله روی خط الراسی قرار دارد که از غرب به قله‌های گیزنو، خرسنگ‌ها، جانستون، ورزآب و برج امتداد می‌یابد و از شرق به قله اشتر و گردنه یونزا در جنوب دشت لار می‌رسد.

💡 مالك اشتر پس از منهزم كردن لشكر ابوالاعور به خدمت اميرالمؤ منين على عليه السلامرسيد.

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز