لغت نامه دهخدا
اصفر سلیم. [ اَ ف َ رِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام معجونی است که بواسطه داشتن زعفران بدان اصفر گویند. و مارگزیده را نافع بود. معجونی است، سلیم آنرا بساخت و چون زعفران دارد آنرا اصفر خواندند. ( از بحر الجواهر ).
اصفر سلیم. [ اَ ف َ رِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام معجونی است که بواسطه داشتن زعفران بدان اصفر گویند. و مارگزیده را نافع بود. معجونی است، سلیم آنرا بساخت و چون زعفران دارد آنرا اصفر خواندند. ( از بحر الجواهر ).
نام معجونی است که بواسطه داشتن زعفران بدان اصفر گویند. و مار گزیده را نافع بود. معجونی است سلیم آنرا بساخت و چون زعفران دارد آنرا اصفر خواندند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسان دشمن خواجه ترنج بزم نادیده نگون آویخته ست از شاخ تن لرزان و روی اصفر
💡 ای خسرو زمانه که در چشم همّتت افلاک بیضه ای ست در آن اصفر آفتاب
💡 پشت بر وی کرد روزی مهر در وقت غروب تا ابد باید ز بیمش چهره اصفر داشتن
💡 عدوی مرتضی را با درخ چون کهربا اصفر محب خاندان را با درخ چون لعل رمانی
💡 نشکفته است جز گل وحدت به باغ عشق هر چند گاهی اصفر و گه احمر آمده