لغت نامه دهخدا
اسپ گله. [ اَ گ َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) یلخی. ایلخی. خیل: و فرمود [ بهرام گور ] تا اسپ گله ها آوردند و اسپان نیک اختیار کرد ببهانه شکار تا بهر گله ای که میرسیدند از اسپ گله هاء بهرام میراندند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 79 ).
اسپ گله. [ اَ گ َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) یلخی. ایلخی. خیل: و فرمود [ بهرام گور ] تا اسپ گله ها آوردند و اسپان نیک اختیار کرد ببهانه شکار تا بهر گله ای که میرسیدند از اسپ گله هاء بهرام میراندند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 79 ).
( اسم ) یلخی ایلخی خیل گل. اسپ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نماند ایچ بر دشت ز اسپان یله بیاورد چوپان به میدان گله
💡 چنان بد که روزی ز بهر گله بیامد که اسپان ببیند یله
💡 نگه کرد ز اسپان به هر سو گله که بودند بر دشت ترکان یله