اسجان

لغت نامه دهخدا

اسجان. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ سجن. ( دهار ).

جمله سازی با اسجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تقسیم نامه‌های خانوادگی اهالی روستای آذغان اسناد تاریخی وجود دارد که از دوران افشاریه به یادگار مانده است. در 225 سال پیش در این اسناد از نام آسجان استفاده شده است که آسجان معرب آسگان است.