لغت نامه دهخدا
( آسان کار ) آسان کار. ( ص مرکب ) رفیق. سهل الجانب. هش المکسر.
( آسان کار ) آسان کار. ( ص مرکب ) رفیق. سهل الجانب. هش المکسر.
( آسان کار ) رفیق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون بدست تست جان بازی چنین نیست آسان کار جان بازان چنین
💡 آسان کار است هشتن ار تو ندانی منت بیاموزم ار بداری شلوار
💡 چندان که بود کام تو از قتل من آسان کار من دلباخته از دست تو مشکل
💡 بود این هر دو از بهر هدایت شد آسان کار سالک از عنایت
💡 فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری (۱۰) آری ساخته کنیم و آسان کار راه دوزخ او را.