لغت نامه دهخدا
( آزفه ) آزفه. [ زِ ف َ ] ( ع اِ ) رستخیز. ( مهذب الاسماء ). رستاخیز. قیامت. || ( ص ) شتابنده ( صفت قیامت ).
( آزفه ) آزفه. [ زِ ف َ ] ( ع اِ ) رستخیز. ( مهذب الاسماء ). رستاخیز. قیامت. || ( ص ) شتابنده ( صفت قیامت ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حـمـاد بـن حـبـيب مى گويد: اين وقت بيم كردم كه مبادا شخص او از من ناپديد گردد و اثرامـرش بـر من پوشيده ماند، پس در او درآويختم و عرض كردم: تو را سوگند مى دهم بهآن كسى كه ملال و خستگى و رنج و تعب از تو برگرفته و لذت رهبت را در كام تو نهادهبـر مـن رحـمـت آور و مـرا در جـنـاح مـرحـمـت و عـنـايـت جـاى ده كـه مـنضـال و گـمـشـده ام و همى آرزومندم كه به كردار تو روم و به گفتار تو شوم. فرمود:اگر توكل تو از روى صدق باشد گم نخواهى شد لكن متابعت من كن و بر اثر من باش.پـس بـه كـنـار آن درخـت شـد و دسـت مـرا بـگـرفـت مـرا بـهخيال همى آمد كه زمين از زير قدمم حركت مى نمايد، همين كه صبح طلوع كرد به من فرمود:بشارت باد تو را كه اين مكان مكه معظمه است، پس من صدا و ضجّه حاجّ را بشنيدم عرضكـردم: تـو را سـوگند مى دهم به آنكه اميدوارى به او در روز آزفه و يوم فاقه (يعنىروز قيامت ) تو كيستى ؟ فرمود: