لغت نامه دهخدا
( آزار دادن ) آزار دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) رنج و درد و الم دادن. آزردن. اذیت کردن. ایذاء. آزار کردن. رنجانیدن.
( آزار دادن ) آزار دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) رنج و درد و الم دادن. آزردن. اذیت کردن. ایذاء. آزار کردن. رنجانیدن.
( آزار دادن ) ( مصدر ) رنج دادن الم رسانیدن آزردن اذیت کردن.
اذیت کردن رنجانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گفتهٔ صاحب جواهر، «حد مجازات خاصی است که به سبب ارتکاب معصیت از ناحیه مکلف به آزار دادن بدن وی تعلق میگیرد و شارع میزان آن را در همهٔ موارد معین کردهاست.» بنابراین مجازاتهای مالی (مانند کفارات) گرچه تعیین شدهاند ولی از حدود نخواهند بود، چرا که به بدن و آزار بدنی تعلق نمیگیرد.
💡 اين بود شمه اى از داستان رقت بار بردگان در امپراطورى متمدن آن روز و با اين بيان،ديگر احتياجى نداريم كه از وضع قانونى بردگى و برده فروشى سخن بگوييم و ازآزادى مالك در بهره بردارى و در آزار دادن و كشتن آنها بدون اينكه آن بيچاره حق شكايت ويا ناله داشته باشد گفتگو كنيم. و اگر احيانا از فشار درد ناله و يا شكايت مى كردند،گوش كسى به ناله آنان بدهكار نبود و مقام صالحى نيز براى رسيدگى به شكايت وجود نداشت.
💡 اما از آنجایی که بیشتر کپرهای مستر میکسیزپیتلیک بیشتر برای ناامید کردن و آزار دادن انجام می شد تا این که باعث آسیب و مرگ فیزیکی شود، بسیاری از شوخی های مستر میکسیزپیتلیک هیچ تأثیر مخرب پایداری بر کال-ل یا ساکنان بعد سوم (برخلاف مستر میکسیزپیتلیک زمین یک) نداشتند، که نشان داده می شود بسیار خطرناک تر است، حتی گاهی اوقات ساکنان زمین یک را به عنوان بخشی از سوء استفاده های خود می کشد).