لغت نامه دهخدا
( آرامش دادن ) آرامش دادن. [ م ِ دَ ] ( مص مرکب ) آرام کردن.
( آرامش دادن ) آرامش دادن. [ م ِ دَ ] ( مص مرکب ) آرام کردن.
( آرامش دادن ) ( مصدر ) ۱- استراحت بخشیدن راحت بخشیدن آسایش دادن. ۲ - تسلی دادن تسکین بخشیدن. ۳ - مطمئن کردن.
آرام کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و معناى آيه اين است كه: اين نصرت و مددكارى خدا به وسيله بشارت و آرامش دادن بهدلها همان موقعى بود كه در اثر آرامش يافتن دلها همه تان به خواب رفتيد و معلوم استكه اگر ترس و رعب شما از بين نرفته بودمعقول نبود كه در ميدان جنگ خواب بر شما مسلط شود، خداوند باران را هم بر شمانازل كرد تا شما را پاكيزه كند و وسوسه شيطان را از دلهايتان بزدايد، تا دلهايتان راقوى و نيرومند سازد - جمله (ليربط على قلوبكم ) كنايه از تشجيع است - و نيزتا با فرستادن باران قدمهاى شما را بر روى ريگ هاى بيابان استوار نموده و يا بدينوسيله دلهايتان را محكم سازد.