لغت نامه دهخدا
احمال و اثقال. [ اَ ل ُ اَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) باروبندیل. باروبنه. خواروبار.
احمال و اثقال. [ اَ ل ُ اَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) باروبندیل. باروبنه. خواروبار.
بار و بندیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جلد عاشر بحار (طبع كمپانى ) و غير آن مروى است كه چون يزيد خواستعيال الله را روانه مدينه نمايد اموال و اثقال و عطايا را بر زبر هم نهاد... تا آنجا كهگويد: آنگاه روى به مدينه نهادند، چون ديوارهاى مدينه نمودار گرديد، ام كلثوم بادلى پر ا اندوه سيلاب اشك از ديده جارى ساخته به قرائت اين مرثيه پرداخت و زمين وآسمان را منقلب ساخت
💡 چون نامه ابن زياد به يزيد رسيد و از مضمون آن مطلع گرديد در جواب نوشت كه سرهارا با اموال و اثقال ايشان به شام بفرست.