لغت نامه دهخدا
( آتش نعل ) آتش نعل. [ ت َ ن َ ] ( ص مرکب ) تندرو ( اسب ).
( آتش نعل ) آتش نعل. [ ت َ ن َ ] ( ص مرکب ) تندرو ( اسب ).
( آتش نعل ) تندرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گذارد بی سروپایی در آتش نعل سالک را گهر در بحر آسایش زغلطانی نمی دارد
💡 فلک دیوانهٔ جوش بهارش در آتش نعل مه از لاله زارش
💡 و آتش نعل او بدی نه شگفت گر مزاج هوا کند محرور
💡 قامت خم زندگی را می کند پا در رکاب می گذارد پل در آتش نعل این سیلاب را
💡 اگر گویم که ابر است آن مدان سهل که برقش می جهد از آتش نعل