اتش خواه

لغت نامه دهخدا

( آتش خواه ) آتش خواه. [ ت َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکه ازخانه همسایه و مانند آن قبس و جذوه ای طلبد گیراندن هیمه یا ذغال و یا چراغ خویش را. قابس:
ای گشته دلم بی تو چو آتشگاهی
وز هر رگ جان من به آتش راهی
چون میدانی که در دل آتش دارم
ناآمده بگذری چو آتش خواهی.عطار.

فرهنگ فارسی

( آتش خواه ) آنکه از خانه همسایه و مانند آن قبس و جذوه طلبد

جمله سازی با اتش خواه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبا از حال گل آگاه گشته ز تفّ جانش آتش خواه گشته

💡 موسی فسرده ره نوشته آتش خواه از درِ تو گشته

💡 نیک و بد واردند بر آتش خواه خوش دل‌نشین و خواه ناخوش

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز