ابن رضوان
لغت نامه دهخدا
ابن رضوان. [ اِ ن ُ رِض ْ ] ( اِخ ) علی بن رضوان بن علی بن جعفر مصری، مکنی به ابوالحسن. در آغاز صناعت تنجیم می ورزید و بر راه می نشست و از فال و زایجه ارتزاق میکرد. سپس منطق و طب آموخت و در هیچیک براعتی به دست نکرد و کتبی نیز دارد که بر پایه و اساس علمی و متین نیست معهذا در نزد عامه عصر خویش شهرتی داشته است.
فرهنگ فارسی
در آغاز صناعت تنجیم می ورزید و بر راه می نشست و از فال و زایجه ارتزاق میکرد
جمله سازی با ابن رضوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و از آن جمله به واسطه چندين سند از استادى كه نزد همگان ستوده است، يعنى محمّد بنيعقوب كلينى - رضوان اللّه جلّ جلاله عليه - در كتاب كافى در باب مَنْ بَلَغَهُ ثَوابٌمِنَ اللّهِ عَلى عَمَلٍ فَصَنَعَهُ درست به همين الفاظنقل مى كنم كه فرمود: علىّ بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از هشام بن سالم روايتكرده كه امام صادق (ع ) فرمود: