فرهنگ معین
( آب پا ) (اِفا. ) میرآب، کسی که در تقسیم آب نظارت کند.
( آب پا ) (اِفا. ) میرآب، کسی که در تقسیم آب نظارت کند.
( آب پا ) ( اسم ) میر آب آنکه در تقسیم آب نظارت کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پی این سه خصلتم دلخوش بر سرِ آب پای در آتش
💡 زهرهٔ شیران شود اینجا به آب پا منه اینجا نداری تاب اگر
💡 بود جان مرا پیوند دیگر با می گلگون پس از مردن روانم آب پای تاک میگردد
💡 با چشم پر آب پای در آتش بر خاک نشسته باد پیمایی