لغت نامه دهخدا
( آب بزرگ ) آب بزرگ. [ ب ِ ب ُ زُ ] ( اِخ ) نام شعبه غربی و اصلی رود کارون که در بند قیر بشعبه شرقی یا آب گرگر پیوندد.
( آب بزرگ ) آب بزرگ. [ ب ِ ب ُ زُ ] ( اِخ ) نام شعبه غربی و اصلی رود کارون که در بند قیر بشعبه شرقی یا آب گرگر پیوندد.
( آب بزرگ ) نام شعبه غربی واصلی رود کارون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دره با داشتن طبیعت پوشیده از جنگل و چشمه آب بزرگی که در آن جاری است مرکز بسیار زیبای تفریحی منطقه است و از طرف جاده روستای بلیین میتوان به این دره زیبا دست یافت.
💡 داخل حیاط، در 4 ردیف ایوانها قرار داشتند. فواره آب بزرگی در میان حیاط وسیع مسجد قرار داشت که در زمان خود هیچگاه آب آن قطع نمیشد. این آبنما گنبدی بود و با موزاییک و سنگ تزئین شده بود. درهای مسجد 13 تا بود که 5 در در جوانب طولی (مجموعا 10 در )و 3 تای آنها در جانب ورودی قرار داشت.
💡 جستجویی که از اهالی این محل در مورد نام گتاب بعمل آمدهاست، اظهار شدهاست که در گذشته چشمهای در راه بالا و پایین گتاب قرار داشته که آب شرب مردم روستا در آن زمان از آن تأمین میشد. اما بعدها به تدریج آب آن چشمه تقلیل رفته و با عبور جاده اصلی از روی آن امروزه نشانه کوچکی از آن به چشم میخورد. احتمالاً گتو یا گتاب به مفهوم آب بزرگ به علت وجود آن چشمه نامگذاری شدهاست.
💡 سد سازهای است که بر روی یک رودخانه یا بدنه آبی برای نگهداری، منحرف کردن یا کنترل آب ساخته میشود. معمولاً به بدنه آب ذخیره شده در پشت سد، مخزن یا دریاچه گفته میشود. تفاوت سد با بند (آب بند) در این است که سدها دارای یک مخزن ذخیره آب قابل توجه هستند ولی بندها فقط آب را بند آورده و ارتفاع میدهند ولی مخزن آب بزرگ و قابل توجهی ندارند.