اب برداشتن

فرهنگ معین

( آب برداشتن ) (بَ تَ ) (مص ل. ) فرق داشتن هدف باطنی با اعمال ظاهری.

جمله سازی با اب برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آب برداشتن از دجله مگر زور نداشت که نوان بود ز لرزان تنی و پشت خمی

💡 آب برداشتن زخم بلای دگرست تازه شد داغ دل غمزده از شعر ترش

💡 و اما آب برداشتن من در روز صفين: من هنگامى باينعمل اقدام كردم كه تو آب را بروى ما بسته و نزديك بود كه از شدت تشنگى همه هلاكگرديم.

💡 منع كردن لشكر معاويه در جنگ صفين از آب برداشتن ياران اميرالمؤ منين عليه السلام