لغت نامه دهخدا
فهلو. [ف َ ل َ ] ( معرب، اِ ) پَهْلَو. ( فرهنگ فارسی معین ).
فهلو. [ف َ ل َ ] ( معرب، اِ ) پَهْلَو. ( فرهنگ فارسی معین ).
💡 فهلویات قدیم همدان را هرگز نباید از مقولهٔ ادب عوام دانست، زیرا در آن ادوار گویش خواص نیز کمابیش فهلوی بودهاست. فهلوی، اساساً گویشی است ویژهٔ مردم مغرب و جنوب غربی ایران زمین، در مقابل گویش «دری» که ویژهٔ مردم مشرق و خراسان است. سبک ادبی مشهور به «سبک عراقی همارز با سبک خراسانی و در حقیقت همان سبک فهلوی و در حقیقت دنبالهٔ طبیعی آن بودهاست.»
💡 پس از اسلام تا پیدایش نخستین آتار منثور و منظوم فارسی دری (سدههای ۴ و ۵ ق)، ادب خواص همدان در قالب زبان عربی همروند با ادب فهلوی بیان و نمایان میگردد. ادیبان همدان تا پایان سدهٔ ششم یا به عبارتی تا هجوم مغول بدان شهر (۶۱۷ ق) – و حتی پس از آن هم– کمابیش اشعار و ترانههای فهلوی، یعنی به زبان کهن و بومی و نیاکان خویش سرودهاند.
💡 چون این سفینه در تبریز کتابت شده عنوان «سفینه تبریز» را بدان دادهاند. اهمیت این سفینه از نظر زبانشناسی و زبان فارسی وجود تعداد زیادی از واژههای فهلوی است که در آن آمده که برخی از آنها با عنوان «اورامنان» و «شروینیان» ذکر شدهاست.
💡 منطقه همدان در دوران پیش از اسلام «ماد»، در دوران میانه «ایالت جبال» (کوهستان)، و در دورهٔ سلجوقی به بعد «عراق عجم» نامیده میشدهاست. از اینرو، زبان مشترک مردم آن ایالت را فهلوی نامیده و آثار ادبی آن را فهلویات گفتهاند، که شامل سرودهها یا ترانه هجایی و سپس عروضی، یا اصطلاحاً اشعار «عراقی» میباشد.