فسیخ

لغت نامه دهخدا

فسیخ. [ ف َ ] ( ع ص ) آنکه به حاجت خود نرسد و صلاح کار را نشاید. ( آنندراج ).

جمله سازی با فسیخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فسیخ نوعی ماهی کوچک است که در نمک گذاشته شده‌است و بوی زننده‌ای دارد، این ماهی را از یک سال قبل برای این روز تهیه می‌کنند.